دیکشنری فارسی

haptic

معنی فارسی

بساوشي

معنی کامل و مثال‌ها

/hap´tik/adj.

● (وابسته به حس لامسه) پرماسی، لامسه‌ای، بساوشی، لمسی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or proceeding from the sense of touch “haptic data” “a tactile reflex” “Pertains to noun: touch (for: tactual), touch (for: tactile), touch”

واژه‌های دیگر با معنی «بساوشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن