دیکشنری فارسی

harbor master

معنی فارسی

راهنماي بندر

معنی کامل و مثال‌ها

● (ماءمور اداره‌ی امور بندرگاه) بندردار، رئیس بندرگاه، فرمانده ناوپناه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن