دیکشنری فارسی

hard times

UKhɑːdtaimz

معنی فارسی

روزگارسخت هنگام تنگدستي

تعریف انگلیسی

noun
  1. a time of difficulty

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن