hard-bitten
معنی فارسی
ديرشکست خور سخت هنگام جنگ
معنی کامل و مثالها
/härd´bit´'n/adj.
● (در اصل - سگ) گازگیر، سخت گاز
● سرسخت، سرسختانه، سختی کشیده، سرد و گرم چشیده، (مجازی) مارگزیده
ديرشکست خور سخت هنگام جنگ
/härd´bit´'n/adj.
● (در اصل - سگ) گازگیر، سخت گاز
● سرسخت، سرسختانه، سختی کشیده، سرد و گرم چشیده، (مجازی) مارگزیده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن