دیکشنری فارسی

hard-bound

معنی کامل و مثال‌ها

/-bound´/adj.

● (کتاب) جلد مقوایی، جلد پارچه‌ای، جلد گالینگوری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن