دیکشنری فارسی

hard-line

معنی کامل و مثال‌ها

/härd´līn´/adj.

● (به ویژه در مورد سیاست) سخت، خمش‌ناپذیر، انعطاف‌ناپذیر، یکدنده، سرسختانه، سختگیرانه، افراط آمیز، تندرو

Stalin's hard-line policies

روش‌های سیاسی خشن و انعطاف ناپذیر استالین

تعریف انگلیسی

adjective
  1. firm and uncompromising “a hard-line policy”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن