دیکشنری فارسی

hard-liner

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● (کسی که در سیاست از مشی انعطاف‌ناپذیری پیروی می‌کند) آدم سرسخت، آدم سختگیر، آدم افراطی، آدم یکدنده، آدم خمش‌ناپذیر، آدم تندرو

he wanted to make peace but some hard- liners were against it

او می‌خواست صلح کند ولی برخی طرفداران سختگیری و خشونت، مخالفت می‌کردند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن