hard-shell
معنی کامل و مثالها
/härd´shel´/adj.
● دارای پوستهی سخت، دارای صدف یا لاک، سختپوست (hard-shelled هم میگویند)
● (امریکا - عامیانه) بنیادگرای (به ویژه در امور مذهبی)، دو آتشه، بینرمش
/härd´shel´/adj.
● دارای پوستهی سخت، دارای صدف یا لاک، سختپوست (hard-shelled هم میگویند)
● (امریکا - عامیانه) بنیادگرای (به ویژه در امور مذهبی)، دو آتشه، بینرمش
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن