پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
hard-shelled (or hard-shell) crab
معنی کامل و مثالها
●
خرچنگ خوراکی (به ویژه پیش از پوست انداختن)
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن