دیکشنری فارسی

hard-spun

معنی کامل و مثال‌ها

/härd´spun´/adj.

● (ریسمان و غیره) سخت تاب، چند بار تابیده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن