hard-wired
UKhɑːdwaiəd
معنی کامل و مثالها
/härd´wīrd´/adj.
● (کامپیوتر)
● سیمبندی شده، سیمبستی، همپیوند
a hard-wired terminal
پایانهی همپیوند
● سیمبندی شده (hardwired هم مینویسند)