hard-working
معنی فارسی
سخت کارکن زحمت کش رنجبر
معنی کامل و مثالها
/härd´wu_r´kiŋ/adj.
● (آدم) پرکار، کاری، گویر، سختکوش
سخت کارکن زحمت کش رنجبر
/härd´wu_r´kiŋ/adj.
● (آدم) پرکار، کاری، گویر، سختکوش
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن