دیکشنری فارسی

hard-working

معنی فارسی

سخت کارکن زحمت کش رنجبر

معنی کامل و مثال‌ها

/härd´wu_r´kiŋ/adj.

(آدم) پرکار، کاری، گویر، سختکوش

واژه‌های دیگر با معنی «سخت کارکن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن