دیکشنری فارسی

hardball

US'hɑ:d'bɔl

معنی فارسی

رجوع شود به baseball

فعاليت سخت و عاري از ملاحظه و مروت ،

رقابت شديد و بيرحمانه

معنی کامل و مثال‌ها

/härd´bôl´/n.

رجوع شود به: baseball

(به ویژه در امور سیاسی یا بازرگانی) فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت، رقابت شدید و بی‌رحمانه

* play hardball

(امریکا) دست بکار فعالیت پر رقابت و بی‌رحمانه شدن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a no-nonsense attitude in business or politics “they play hardball in the Senate”
  2. baseball as distinguished from softball

واژه‌های دیگر با معنی «رجوع شود به baseball»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن