hardenable معنی فارسی سخت شونده واژههای دیگر با معنی «سخت شونده» ingravescent سخت تر شونده، رو بشدت گذارنده، افزاينده rigescent سفت شونده، سخت شونده head crash برخورد فيزيکي نوک خواندن / نوشتن با سطح، ديسک، برخورد نوک خواندن و نوشتن با سطح ضبط CMOS RAM تراشه RAM که با استفاده از نيمه هادي اکسيد فلزي، (CMOS) ساخته شده باشد. تراشه هاي CMOS، مصرف intensive تشديدي، تاکيدي، سخت کننده carburizer ماده بار شونده، ماده ويژه سخت گرداني