hardhead
UKhɑːdhed
معنی فارسی
آدم سرسخت آدم متعصب دير انگيزه ديرجوش بي احساس کله خر ماهي سرسخت
معنی کامل و مثالها
/härd´hed´/n.
● آدم سرسخت، آدم متعصب
● دیر انگیزه، دیرجوش، بی احساس، کله خر
● (جانور شناسی) ماهی سرسخت (conocephalus Mylopharodon - ماهی کوچک و رودزی و بومی ایالت کالیفرنیا)
مترادفها
noun
1. Menhaden, pauhaugen, moss bunker.
2. Knapweed (Centaurea nigra).
3. Head butting, clash of heads.