hards
معنی فارسی
پس مانده کتان ياشاهدانه ، پس مانده
معنی کامل و مثالها
/härdz/n.pl.
● رجوع شود به: tow
مترادفها
noun plural
Tow, refuse flax.
پس مانده کتان ياشاهدانه ، پس مانده
/härdz/n.pl.
● رجوع شود به: tow
noun plural
Tow, refuse flax.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن