دیکشنری فارسی

harmonica

UKhɑːmɔnikə UShɔ'mɔnıkə

معنی فارسی

سازي که شيشه هاي گردنده ونيم گرد داردوبا

انگشت زده ميشود

معنی کامل و مثال‌ها

/här män´i kǝ/n.

● ساز دهنی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small rectangular free-reed instrument having a row of free reeds set back in air holes and played by blowing into the desired hole

واژه‌های دیگر با معنی «سازي که شيشه هاي گردنده ونيم گرد داردوبا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن