دیکشنری فارسی

harpoon

UKhɑːpuːn UShɑ'pu:n

معنی فارسی

زوبين ماهي گيري زوبين خاردار نيزه زدن کشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/här pōōn´/n., vt.

● (زوبین صید نهنگ) آکج، هارپون

● (با آکج یا هارپون) شکار کردن

to harpoon a whale

نهنگ را با آکج صید کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a spear with a shaft and barbed point for throwing; used for catching large fish or whales; a strong line is attached to it
  2. spear with a harpoon “harpoon whales” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

noun
Harping iron.

واژه‌های دیگر با معنی «زوبين ماهي گيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن