دیکشنری فارسی

harrier (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/har´ē ǝr/n.

● (سگ) هاریر (تازی ویژه‌ی شکار خرگوش)، تازی خرگوش‌گیر

● (جمع) یک دسته تازی هاریر و شکارچیان همراه آنها

● (مسابقات دو صحرایی) دونده‌ی دو صحرانوردی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن