harrumph
معنی فارسی
گلوي خود را صاف کردن، سرفه کردن،
اهن و تلپ کردن
اعتراض کردن، شکايت کردن،
مورد اعتراض قرار دادن
صداي سرفه ي مصنوعي،
صداي صاف کردن گلو
معنی کامل و مثالها
/hǝ rumpf´/vi., n.
● (عمدا یا از روی خودنمایی) گلوی خود را صاف کردن، سرفه کردن، اهن و تلپ کردن
● (با نخوت) اعتراض کردن، شکایت کردن، مورد اعتراض قرار دادن
● صدای سرفهی مصنوعی، صدای صاف کردن گلو
● سرفهی ساختگی، اهن، اهن و تلپ