دیکشنری فارسی

harrumph

معنی فارسی

گلوي خود را صاف کردن، سرفه کردن،

اهن و تلپ کردن

اعتراض کردن، شکايت کردن،

مورد اعتراض قرار دادن

صداي سرفه ي مصنوعي،

صداي صاف کردن گلو

معنی کامل و مثال‌ها

/hǝ rumpf´/vi., n.

(عمدا یا از روی خودنمایی) گلوی خود را صاف کردن، سرفه کردن، اهن و تلپ کردن

(با نخوت) اعتراض کردن، شکایت کردن، مورد اعتراض قرار دادن

صدای سرفه‌ی مصنوعی، صدای صاف کردن گلو

سرفه‌ی ساختگی، اهن، اهن و تلپ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن