دیکشنری فارسی

hassock

UKhæsək

معنی فارسی

زبرزانويي ، بالشتک زانو ، سنگ ريگي نرم واهکي

معنی کامل و مثال‌ها

/has´ǝk/n.

● (تشک سفتی که مثل صندلی روی آن می‌نشینند) تشکچه، هاسوک

● (نادر) دسته‌ی علف

تعریف انگلیسی

noun
  1. thick cushion used as a seat
  2. a cushion for kneeling on (as when praying in church)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن