hastate
معنی فارسی
نيزه اي تبرزيني
معنی کامل و مثالها
/has´tāt´/adj.
● (مثلا در مورد برخی برگها) تیزآرشی، سرزوبینی، سه گوشه
مترادفها
adjective
(also hastated)
(Botany) Spear shaped.
نيزه اي تبرزيني
/has´tāt´/adj.
● (مثلا در مورد برخی برگها) تیزآرشی، سرزوبینی، سه گوشه
adjective
(also hastated)
(Botany) Spear shaped.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن