hastener معنی فارسی عجول شتاب کننده . واژههای دیگر با معنی «عجول» hurrier عجول شتابکار. brash عجول و بي پروا، متهور، گستاخ incautious بي احتياط، عجول، تند mad brained ديوانه، عجول. hothead ادم شتابکار، ادم عجول، ادم بي پروا brainish تندخو، اتشي مزاج، عجول.