دیکشنری فارسی

hatcher

UKhætʃər US'hætʃə

معنی فارسی

جوجه گير اسباب جوجه گيري توطئه ساز

مترادف‌ها

noun
1. Incubator.
2. Contriver, projector, deviser, concocter, planner, plotter.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن