دیکشنری فارسی

hatchet

UKhætʃit US'hætʃət

معنی فارسی

تبرکوچک تيشه

معنی کامل و مثال‌ها

/hach´it/n., vt.

● تبرچه، تبر (که با یک دست گرفته می‌شود)

● با تبرچه زدن یا قطع کردن

to hatchet a branch

شاخه‌ای را با تبرچه بریدن

● تبرزین (tomahawk هم می‌گویند)

* bury the hatchet

صلح کردن، دست از جنگ کشیدن

* dig up the hatchet

دوباره به جنگ پرداختن

تعریف انگلیسی

noun
  1. weapon consisting of a fighting ax; used by North American Indians
  2. a small ax with a short handle used with one hand (usually to chop wood)

مترادف‌ها

noun
Small axe.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن