دیکشنری فارسی

hatchling

معنی فارسی

نوزاد بچه ماهي جوجه بچه قورباغه

معنی کامل و مثال‌ها

/-liŋ/n.

● (جانورانی که از تخم درمی‌آیند مانند جوجه و ماهی و قورباغه و غیره) نوزاد، بچه ماهی، جوجه، بچه قورباغه، کریشک

تعریف انگلیسی

noun
  1. any recently hatched animal (especially birds)

واژه‌های دیگر با معنی «نوزاد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن