دیکشنری فارسی

hatchway

UKhætʃwei

معنی فارسی

روزنه اي که درعرشه کشتي ميگذارندکه

ازانجابارکشتي راپايين بده

معنی کامل و مثال‌ها

/hach´wā´/n.

● (دهانه‌ی عرشه‌ی کشتی که محمولات را از آن به شکم کشتی حمل می‌کنند) دریچه، دهانه، درب خوابیده، دهلیز (ورودی به بطن کشتی)، درب همکف

● (در کف بام و غیره) درب خوابیده، دریچه‌ی خوابیده

تعریف انگلیسی

noun
  1. an entrance equipped with a hatch; especially a passageway between decks of a ship

مترادف‌ها

noun
Hatch.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن