haven ofrest معنی فارسی پناهگاه استراحتگاه واژههای دیگر با معنی «پناهگاه» harborage پناهگاه، لنگرگاه .، بيتوته گاه sanctury پناهگاه casemate پناهگاه توپ، جاي نصب توپ درناو elephant shelter پناهگاه فلزي، پناهگاه ضد گلوله funk hole پناهگاه موقتي، استراحتگاه بي خطر. pup tent چادر پناهگاه . dug out پناهگاه زيرزميني، نظامي پيري که هنگام، جنگ به خدمت فراخوانده شود air raid shelter پناهگاه حمله هوائي case mate پناهگاه توپ پناهگاه بمب، جاي نصب توپ در ناو action station پناهگاه ضد تک هوايي دشمن