دیکشنری فارسی

haw (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/hô/interj., n., vt., vi.

● (در فرمان دادن به اسب و گاو و غیره) برو دست چپ‌!، چپ‌!

● به سوی چپ چرخیدن یا چرخاندن (در برابر: به سوی راست چرخیدن یا چرخاندن gee)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن