hawk (1)
معنی کامل و مثالها
/hôk/n., vi., vt.
● (جانورشناسی) باز، قوش، باش، شاهین، لاچین (نام کلی همهی پرندگان شکاری کوتهبال و دم دراز از جنس Accipiter)
● (عامیانه) پرندهی شکاری
● (هواخواه جنگ یا سختگیری شدید در سیاست خارجی) جنگگرای، ستیزگرای (در برابر: صلحگرای، آشتیگرای dove)
the hawks were in favor of bombing
ستیزگرایان طرفدار بمباران بودند.
● کلاهبردار، طماع، تیشه رو به خود، آزمند، حریص
● (با پرندهی شکاری) شکار کردن، بازپرانی کردن
● (مانند عقاب یا شاهین) شیرجه رفتن و حمله کردن، آفندیدن
birds were hawking after insects
پرندگان شیرجهزنان به حشرات حمله میکردند.