hawk (3)
معنی کامل و مثالها
/hôk/n., vi., vt.
● سینهی خود را صاف کردن (به طور صدادار)
● سرفه کردن و خلط بالا آوردن
● اخ تف، صاف کردن سینه
/hôk/n., vi., vt.
● سینهی خود را صاف کردن (به طور صدادار)
● سرفه کردن و خلط بالا آوردن
● اخ تف، صاف کردن سینه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن