دیکشنری فارسی

haywire

UKheiwaiər US'heı'waıə

معنی فارسی

سيم که با آن بسته هاي کاه و علوفه ي خشک را

ميبندند، سيم کاه بندي

در هم و برهم، نامنظم، نابسامان، خراب،

درهمريخته

خل، آشفته

معنی کامل و مثال‌ها

/hā´wīr´/n., adj.

● سیم که با آن بسته‌های کاه و علوفه‌ی خشک را می‌بندند، سیم کاه‌بندی

● (عامیانه) در هم و برهم، نامنظم، نابسامان، خراب، درهم ریخته

● خل، آشفته

* go haywire

1- خل شدن، خل بازی درآوردن، مخبط بودن 2- خراب شدن (دستگاه و غیره)، نامنظم شدن

the radio fell to the ground and went completely haywire

رادیو بر زمین افتاد و کاملا خراب شد.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. wire for tying up bales of hay
  2. not functioning properly “something is amiss” “has gone completely haywire” “something is wrong with the engine”
  3. informal or slang terms for mentally irregular “it used to drive my husband balmy”

واژه‌های دیگر با معنی «سيم که با آن بسته هاي کاه و علوفه ي خشک را»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن