haywire
UKheiwaiər
US'heı'waıə
معنی فارسی
سيم که با آن بسته هاي کاه و علوفه ي خشک را
ميبندند، سيم کاه بندي
در هم و برهم، نامنظم، نابسامان، خراب،
درهمريخته
خل، آشفته
معنی کامل و مثالها
/hā´wīr´/n., adj.
● سیم که با آن بستههای کاه و علوفهی خشک را میبندند، سیم کاهبندی
● (عامیانه) در هم و برهم، نامنظم، نابسامان، خراب، درهم ریخته
● خل، آشفته
* go haywire
1- خل شدن، خل بازی درآوردن، مخبط بودن 2- خراب شدن (دستگاه و غیره)، نامنظم شدن
the radio fell to the ground and went completely haywire
رادیو بر زمین افتاد و کاملا خراب شد.
تعریف انگلیسی
adjective
- wire for tying up bales of hay
- not functioning properly “something is amiss” “has gone completely haywire” “something is wrong with the engine”
- informal or slang terms for mentally irregular “it used to drive my husband balmy”