hazarded معنی فارسی قمار طاس بازي اتفاق تصادف ضربه واژههای دیگر با معنی «قمار» hazard قمار، طاس بازي، اتفاق gamester قمار باز، ادم شوخ، ورزشکار canfield نوعي قمار gamble away قمار کردن gambling house قمار خانه game of chance بازي قمار gambing and betting قمار و شرط بندي skin game قمار از روي تقلب، تقلب در قمار، فريبکاري. tombola نوعي قمار شبيه لوتو. craps نوعي بازي قمار باطاس.، باختن