دیکشنری فارسی

haze (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/hāz/vt.

● (کشتیرانی) برای تنبیه به بیگاری واداشتن

● (امریکا- در باشگاه‌های دانشجویی) داوطلبان عضویت را به انجام کارهای سخت و بیهوده یا خطرناک و یا حقیر کننده وادار کردن

● (غرب امریکا) گله‌بانی کردن (سوار بر اسب)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن