دیکشنری فارسی

hazy

UKheiziː US'heızı

معنی فارسی

مه دار تيره گرفته نيم مست گيج نامعلوم

معنی کامل و مثال‌ها

/hā´zē/adj.

مه‌آلود، گرفته، غبارآلود، (کمی) دودآلود (از fog روشن‌تر و خفیف‌تر است)

a hazy view of the mountains

منظره‌ی مه‌آلود کوه‌ها

hazy weather

هوای گرفته

مبهم، نامشخص، ناروشن، مه گرفته

his logic seemed somewhat hazy to me

به نظر من منطق او تا اندازه‌ای مبهم بود.

his childhood memories had become very hazy

خاطرات کودکی برایش بسیار مبهم شده بود.

hazy thinking

اندیشه‌ی درهم و برهم

تعریف انگلیسی

adjective
  1. filled or abounding with fog or mist “a brumous October morning”
  2. indistinct or hazy in outline “a landscape of blurred outlines” “the trees were just blurry shapes”

مترادف‌ها

adjective
Foggy, misty.

واژه‌های دیگر با معنی «مه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن