he has seen sevice معنی فارسی کارکرده است کارازموده است کهنه کار است واژههای دیگر با معنی «کارکرده است» cosmographer کيهان شناس، کسيکه درشرح گيتي ياجهان کارکرده است permanent set حالت ثابت فلزپس از انکه کارکرده و، فشارديده است