دیکشنری فارسی

he is off to the war

معنی فارسی

رهسپار جنگ شده است ، رفته است به جنگ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن