پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
he predeceased his son
معنی فارسی
زودتر از پسرش مرد ، پيش مرگ پسرش شد
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن