پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
he set out FOR the village
معنی فارسی
سوي ده رهسپار گرديد ، عازم ده شد
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن