دیکشنری فارسی

he succeeded his father

معنی فارسی

جانشين پدرش شد بجاي پدر نشست

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن