دیکشنری فارسی

he wrenched his ankle

معنی فارسی

قوزکش پيچ خورد غوزکش در رفت

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن