head-wind معنی فارسی باد روبرو باد مخالف واژههای دیگر با معنی «باد» wind باد، نفس، گاز (در روده و شکم) elation باد، غرور، فخر windier پر باد، باد خور، طوفاني windiest پر باد، باد خور، طوفاني windily پر باد، باد خور، طوفاني wingfooted باد پا، تندرو tail wind باد دم birr تند باد، عجله وسرعت، صداي چرخيدن. windbreak باد شکن، ديواره اي که در مقابل باد قرار ميدهند تا شدت، باد را کاهش دهد louver باد گير، گنبدروزنه دار براي روشنايي دادن يا دود، کشيدن