دیکشنری فارسی

headgear

UKhedgiər US'hed'gıə

معنی فارسی

سردنده کلگي سرافزار

معنی کامل و مثال‌ها

/hed´gir´/n.

● (آنچه که سر را می‌پوشاند یا مصون می‌کند) کلاه، خود، باشام، سرپوش، سرجامه، روسری، چارقد، لچک، مقنعه

● (تسمه و لگام و دیگر ابزاری که بر سر اسب قرار می‌دهند) کلگی، سرافزار

تعریف انگلیسی

noun
  1. clothing for the head
  2. the hoist at the pithead of a mine
  3. stable gear consisting of any part of a harness that fits about the horse's head

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن