دیکشنری فارسی

headmost

UKhedmoust

معنی فارسی

پيش ترين جلوترين بزرگترين

معنی کامل و مثال‌ها

/hed´mōst´/adj.

● در جلو، پیشاپیش، (از دیگران) جلو

واژه‌های دیگر با معنی «پيش ترين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن