دیکشنری فارسی

headpiece

UKhedpiːs

معنی فارسی

کلاه خود کلاه ايمني سر کله فکر عقل هوش

معنی کامل و مثال‌ها

/hed´pēs´/n.

● (آنچه که سر را بپوشاند) کلاهخود، کلاه ایمنی

● سر، کله

● فکر، عقل، هوش

● (چاپ) تزئینات یا طرح‌های سرصفحه یا اول فصل

تعریف انگلیسی

noun
  1. the band that is the part of a bridle that fits around a horse's head
  2. a protective helmet for the head

واژه‌های دیگر با معنی «کلاه خود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن