headshrinker
معنی فارسی
کسي که سر دشمن را بريده و به روش خاصي
آنرا کوچک کرده و براي ياد بود و افتخار
نگهداري ميکرد
روانپزشک
معنی کامل و مثالها
/-shriŋk´ǝr/n.
● (در برخی قبایل بدوی) کسی که سر دشمن را بریده و به روش خاصی آنرا کوچک کرده و برای یاد بود و افتخار نگهداری میکرد
● (خودمانی) روانپزشک