دیکشنری فارسی

headshrinker

معنی فارسی

کسي که سر دشمن را بريده و به روش خاصي

آنرا کوچک کرده و براي ياد بود و افتخار

نگهداري ميکرد

روانپزشک

معنی کامل و مثال‌ها

/-shriŋk´ǝr/n.

(در برخی قبایل بدوی) کسی که سر دشمن را بریده و به روش خاصی آنرا کوچک کرده و برای یاد بود و افتخار نگهداری می‌کرد

(خودمانی) روانپزشک

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن