دیکشنری فارسی

heater

UKhiːtər US'hi:tə

معنی فارسی

گرم کني (بخاري اجاق اهن داغ ومانندانها)

معنی کامل و مثال‌ها

/hēt´ǝr/n.

(دستگاهی که هوا یا آب را گرم می‌کند) بخاری، گرمکن، آبگرمکن، شوفاژ، رادیاتور، تون، گلخن، گرمگر

this building is kept warm by two heaters

این ساختمان توسط دو گرمکن گرم نگه‌داشته می‌شود.

(کسی که کارش گرم کردن چیزی است) تون تاب، تنور تاب، سوخت رسان

(امریکا - خودمانی) هفت تیر

(فیزیک - لامپ الکترونی) رشته‌ی گرمساز

تعریف انگلیسی

noun
  1. device that heats water or supplies warmth to a room
  2. (baseball) a pitch thrown with maximum velocity “he swung late on the fastball” “he showed batters nothing but smoke”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن