heating installation معنی فارسی تاسيسات حرارتي واژههای دیگر با معنی «تاسيسات حرارتي» heat treating equipment تاسيسات عمليات حرارتي utilities'man متخصص تعمير دستگاههاي حرارتي و برقي، تعمير کار تاسيسات