دیکشنری فارسی

hebetate

معنی فارسی

کندکردن کودن کردن خرف شدن خرف کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/heb´i tāt´/vt., vi.

خمود کردن یا شدن، خرفت کردن یا شدن، کند ذهن کردن یا شدن

(گیاه‌شناسی) سرپهن (مانند برخی برگ‌ها)

مترادف‌ها

I. verb active
Dull, blunt, stupefy, benumb, make torpid.
II. adjective
Dull, torpid, stupid, stupefied, obtuse, sluggish.

واژه‌های دیگر با معنی «کندکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن