hebetate
معنی فارسی
کندکردن کودن کردن خرف شدن خرف کردن
معنی کامل و مثالها
/heb´i tāt´/vt., vi.
● خمود کردن یا شدن، خرفت کردن یا شدن، کند ذهن کردن یا شدن
● (گیاهشناسی) سرپهن (مانند برخی برگها)
مترادفها
I. verb active
Dull, blunt, stupefy, benumb, make torpid.
II. adjective
Dull, torpid, stupid, stupefied, obtuse, sluggish.