heft
UKheft
USheft
معنی فارسی
سنگيني بيشتر بخش عمده بلندکردن بادست وزن کردن سنجيدن
معنی کامل و مثالها
/heft/n., vt., vi.
● (عامیانه)
● سنگینی، وزن
● اهمیت، نفوذ، قدرت
● (با زور زیاد) بلند کردن، بالا کشیدن
he hefted his load on his shoulders
او بار خود را بر دوش کشید.
● (با بلند کردن) وزن چیزی را سنجیدن، سبک و سنگین کردن
he picked the stone up and hefted it
او سنگ را برداشت و سنگینی آن را سنجید.
● (عامیانه) وزن کردن
● (نادر) بخش اصلی چیزی، بدنهی اصلی
تعریف انگلیسی
verb
- lift or elevate “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
- test the weight of something by lifting it “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
مترادفها
noun
Handle, haft, helve.